تحلیل تنش ها و درگیری ها میان طالبان و پاکستان؛ ریشه ها، ابهامات و پیامدها

 

 

نویسنده: سید کریم ادیب

چکیده

این مقاله به تحلیل جامع تنش ها و درگیری های فزاینده میان حکومت طالبان در افغانستان و دولت پاکستان می پردازد. در این نوشته تلاش شده است تا بر تمرکز روی ریشه های تاریخی و عوامل ژئوپلیتیکی، اقتصادی و امنیتی، دلایل اصلی این منازعه، از جمله فعالیت های تحریک طالبان پاکستان (TTP)، و لشکر آزادی بخش بلوچ (BLA)، رقابت های منطقه ای و منافع اقتصادی مرد بررسی قرار گیرد.

همچنین، ابهامات کلیدی پیرامون عدم هدف‌گیری رهبران طالبان و وضعیت دارایی‌های آنها در پاکستان، و نیز واکنش‌های متقابل دو طرف از دیگر مواردی اند که در این نوشته تحلیل خواهد شد.هدف این پژوهش، ارائه درکی عمیق‌تر از دینامیک‌های پیچیده این روابط و پیامدهای احتمالی آن بر ثبات منطقه‌ای است.

مقدمه

روابط میان افغانستان و پاکستان همواره با پیچیدگی‌ها و تنش‌های عمیقی همراه بوده است. با به قدرت رسیدن مجدد طالبان در کابل در  اگست  ۲۰۲۱به ویژه با توجه به حمایت های تاریخی پاکستان از این گروه، انتظار می رفت که فصل جدیدی از همکاری و همگرایی میان دو کشور آغاز شود.

با این حال، برخلاف پیش‌بینی‌ها، این روابط به سرعت رو به وخامت گذاشت و به درگیری‌های مرزی، حملات نظامی و جنگ‌های دیپلماتیک و روانی منجر شد. این مقاله به بررسی تحلیلی دلایل اصلی این تنش‌ها، ابهامات موجود در رفتار هر دو طرف و اقدامات متقابل آنها می‌پردازد تا تصویری جامع از وضعیت کنونی و پیامدهای احتمالی آن ارائه دهد.

پیشینه تاریخی روابط پاکستان و طالبان

روابط پاکستان با طالبان ریشه‌های عمیقی در دهه‌های گذشته دارد. پاکستان از زمان ظهور طالبان در دهه ۱۹۹۰، به عنوان یکی از حامیان اصلی این گروه شناخته می‌شد. این حمایت، که اغلب با هدف ایجاد عمق استراتژیک در برابر هند تعریف می‌شد، پس از سال ۲۰۰۱ و سقوط رژیم اول طالبان نیز به شکل پنهان تر ادامه یافت.  با بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، بسیاری انتظار داشتند که روابط طالبان و اسلام آباد دوباره در اوج قرار گیرد، اما واقعیت‌های جدید ژئوپلیتیکی و امنیتی، مسیر دیگری را  برای آنرقم زد. پاکستان که خود با چالش‌های امنیتی داخلی ناشی از فعالیت‌های گروه‌های تروریستی مواجه است، از حضور و فعالیت تحریک طالبان پاکستان  در خاک افغانستان به شدت نگران بوده و در واقع همین نگرانی، نقطه آغاز تنش‌های کنونی را رقم زده است.

دلایل اصلی تنش و درگیری

تنش‌های جاری میان طالبان و پاکستان را می‌توان به عوامل متعددی نسبت داد که در ادامه به تفصیل بررسی می‌شوند:

  1. تحریک طالبان پاکستانی TTP و لشکر آزادی بخش بلوچ BLA

یکی از دلایل اصلی تنش، حضور و فعالیت تحریک طالبان پاکستان در داخل خاک افغانستان است. پاکستان بارها ادعا کرده است که طالبان افغان به اعضای تحریک طالبان پاکستانی پناه داده و از خاک افغانستان برای برنامه ریزی و اجرای حملات تروریستی در پاکستان استفاده می شود. [1]

این ادعا در حالی مطرح می شود که بر اساس ارقام نشر شده توسط مقامات پاکستانی، گراف حملات تروریستی در داخل پاکستان پس از حاکمیت طالبان همواره رو به افزایش بوده است. آخرین آمار نیز بیانگر افزایش 34 درصدی این حملات در سال 2025 در مقایسه با سال 2024 است. بر اساس این آمار، در سال 2025 حدود 625 حمله تروریستی در خاک پاکستان روی داده است که منجر به کشته و زخمی شدن حدود 2400 تن شده است. [2]

از نقطه منظر ایدئولوژیک و ساختاری نیز، تحریک طالبان پاکستان در همسویی کامل با طالبان افغان قرار داشته و همواره در جریان فعالیت های طالبان افغان بر علیه نظام وقت، در کنار طالبان افغان قرار داشته اند. حال این همسویی ایدئولوژیک، به عامل اساسی عدم همکاری طالبان با اسلام آباد تبدیل شده است. [3]

  1. نزدیکی طالبان با هند

برخلاف انتظارات پاکستان، طالبان پس از به قدرت رسیدن، روابط شانرا با هند در سطح بالای سیاسی و امنیتی برقرار کردند. این  نزدیکی با دهلی جدید،  خشم آشکارپاکستان  را برانگیخته و سبب شده است تا اسلام آباد بار مسئولیت نا امنی ها در داخل خاک خود را بر گردن روابط دهلی و طالبان بیاندازد. پاکستان روابط طالبان و هند را به عنوان یک تهدید باالفعل ارزیابی کرده و هرگونه حضور سیاسی و امنیتی هند را در افغانستان تهدید به منافع اسلام آباد می داند. بر مبنای همین دیدگاه، اسلام آباد همواره سیاست کاهش حضور و نفوذ هند را در افغانستان دنبال کرده است.

  1. کنترل سلاح‌های باقی‌مانده امریکایی

پس از خروج نیروهای امریکایی از افغانستان، مقادیر زیادی سلاح و تجهیزات نظامی پیشرفته  که توسط منابع مختلف تا حدود 8 میلیارد دالر برآورد می شود،در این کشور باقی ماند. پاکستان نگران است که این سلاح‌ها به دست جریان های مخالف اسلام آباد بیافتد و یا بر خلاف منافع آن کشور مورد استفاده قرار گیرد. علاوه بر این، پاکستان بارها مدعی شد که تحریک طالبان پاکستان و لشکر آزادی بخش بلوچ با استفاده از همین سلاح ها، به منافع و خاک آن کشور حمله کرده اند.

از جانب دیگر، نحوه عملیات های نظامی پاکستان در داخل خاک افغانستان نیز نشان دهنده هدف قرار دادن بخشی از سلاح ها، تاسیسات و زیرساخت های نظامی باقی مانده امریکایی در خاک افغانستان است. در این میان می توان به حمله پاکستان به پایگاه بگرام، قول اردوها و تاسیسات نظامی در مناطق مرزی و پایتخت افغانستان اشاره کرد. از جانبی، پاکستان همواره نگران کنترول و مدیریت این سلاح ها بوده و این موضوع به یکی از نکات عمده مورد اختلاف میان آنها و طالبان تبدیل شده است.

  1. رقابت در تأمین روابط با امریکایی‌ها

هم پاکستان و هم طالبان، هر یک به دلایل خاص خود، به دنبال حفظ و بهبود روابط با ایالات متحده  امریکاهستند. پاکستان به عنوان یک متحد سنتی  واشنگتن در منطقه، تلاش می‌کند تا نقش خود را در مبارزه با  تروریزم به  آن کشور ثابت کند و از این طریق حمایت‌های مالی و نظامی امریکا را جلب نماید. از سوی دیگر، طالبان نیز به دنبال کسب مشروعیت بین‌المللی و رفع تحریم‌ها هستند و برای این منظور، نیاز دارند تا با امریکا وارد تعامل شوند. این رقابت برای جلب نظر  امریکا به تنش های پنهان میان دو طرف دامن زده است.

  1. منافع اقتصادی

پاکستان همواره از موقعیت جغرافیایی افغانستان به عنوان یک مسیر ترانزیتی برای دسترسی به بازارهای آسیای مرکزی بهره‌برداری کرده است. با این حال، تنش‌های اخیر و بسته شدن مکرر مرزها به تجارت دوجانبه و ترانزیت کالا آسیب جدی وارد کرده است. پاکستان به دنبال حفظ و گسترش منافع اقتصادی خود در منطقه است و هرگونه مانع در این مسیر، می‌تواند به تشدید تنش‌ها منجر شود. تحریم و قطع روابط تجاری و اقتصادی توسط پاکستان، یکی از ابزارهای فشار این کشور علیه طالبان به شمار می رود.

از جانب دیگر، افزایش تحرکات گروه های تروریستی به خصوص در ایالت بلوچستان پاکستان، جایی که گذرگاه اصلی پروژه CPEC چین بوده و کار ساخت بندر گوادر در دست اجراست، سبب شده است تا خسارت های قابل توجهی به اقتصاد اسلام آباد وارد گردد و این پروژه را با کندی قابل توجه مواجه کند. این در حالی است که پاکستان عامل این حملات و تهدیدات را حضور و فعالیت گروه های ضد پاکستانی در داخل خاک افغانستان و در حمایت طالبان تعریف می کند.

  1. اتصال به آسیای میانه با حمایت چین و تاجیکستان از طریق کریدور واخان

کریدور واخان در شمال شرق افغانستان ظرفیت تبدیل شدن به یک مسیر استراتژیک برای اتصال آسیای مرکزی به جنوب آسیا را دارد. چین و تاجیکستان به این کریدور به عنوان یک فرصت برای توسعه اقتصادی و افزایش نفوذ منطقه‌ای می‌نگرند. پاکستان نیز به دنبال بهره‌برداری از این مسیر است، اما هرگونه تلاش طالبان برای توسعه این کریدور با حمایت سایر کشورها، می‌تواند به عنوان تهدیدی برای منافع ژئواکونومیک پاکستان تلقی شود و به تنش‌های موجود بیافزاید.

ابهامات کلیدی در رفتار پاکستان و طالبان

در میانه تنش‌های فزاینده میان پاکستان و طالبان، چند ابهام اساسی در رفتار دو طرف دیده می‌شود که نیازمند تحلیل دقیق‌تر است.

نخست، سوالی که مطرح می شود اینست که چرا با وجود حملات نظامی پاکستان در خاک افغانستان، رهبران ارشد طالبان به‌طور مستقیم هدف قرار نمی‌گیرند؟ به نظر می‌رسد اسلام‌آباد بیشتر به دنبال تغییر رفتار طالبان است تا نابودی کامل آن‌ها؛ چرا که حذف رهبری می‌تواند به یک درگیری تمام‌عیار و غیرقابل کنترل منجر شود. افزون بر این، روابط تاریخی و اطلاعاتی میان ISI و طالبان همچنان به‌عنوان کانال‌های ارتباطی پشت‌پرده عمل می‌کند. در کنار این عوامل، چالش‌های عملیاتی در شناسایی و هدف‌گیری رهبران در مناطق صعب‌العبور نیز نقش دارد.

دوم، گزارش‌ها از حضور افرادی در ساختار طالبان حکایت دارد که دارای اسناد هویتی پاکستانی هستند، اما اقدامی علیه آن‌ها صورت نمی‌گیرد. به طور مثال می توان از نور جلال جلالی وزیر صحت عامه طالبان نام برد که دارای پاسپورت و شناخت کارت پاکستانی است[3]. ؛ این وضعیت را می‌توان در چارچوب حفظ نفوذ پاکستان در ساختار طالبان، بهره‌گیری از این افراد به‌عنوان اهرم سیاسی، و نیز پیوندهای قومی و قبیله‌ای فرامرزی تحلیل کرد که تصمیم‌گیری قاطع را پیچیده می‌سازد.

سومین سوال مورد بحث اینست که چرا با وجود فشارهای سیاسی، دارایی‌ها و حضور رهبران طالبان در پاکستان محدود نمی‌شود؟ بسیاری از آن‌ها از جمله مولوی امیرخان متقی وزیر خارجه طالبان در شهرهایی چون کویته و پیشاور دارایی دارند. این امر می‌تواند نشان‌دهنده تلاش پاکستان برای حفظ کانال‌های ارتباطی و اهرم فشار غیرمستقیم باشد. در عین حال، ملاحظات حقوقی و سیاسی و نیز نگرانی از واکنش متقابل طالبان در افغانستان، احتمال اقدامات سخت‌گیرانه‌تر را کاهش می‌دهد.

در مجموع، رفتار پاکستان ترکیبی از فشار کنترل‌شده و حفظ نفوذ به نظر می‌رسد، نه یک تقابل کامل و قطع رابطه.

اقدامات متقابل پاکستان و طالبان

اقدامات پاکستان

پاکستان در واکنش به تنش‌ها، اقدامات متعددی را در ابعاد دیپلماتیک، نظامی، اقتصادی و روانی انجام داده است:

  1. هماهنگی و جلب حمایت بین‌المللی: پاکستان تلاش کرده است تا حمایت کشورهای قدرتمند مانند امریکا، بریتانیا، عربستان سعودی، ترکیه و چین را علیه طالبان، به بهانه مبارزه با تروریزم جلب کند. [5]
  2. جنگ روانی: پاکستان با استفاده از رسانه‌ها و ابزارهای تبلیغاتی، جنگ روانی گسترده ای را علیه طالبان راه اندازی کرده است، تا حدی که عملا هیچ کشوری به جز هند، به صورت رسمی علیه حملات پاکستان در افغانستان واکنش نشان نداده است. این تبلیغات، تلاش های محدود طالبان را برای مشروعیت بین المللی نیز تحت شعاع قرار داده است.
  3. تشدید فعالیت‌های دیپلماتیک: دیپلمات‌های پاکستانی در کشورهای مختلف، تلاش کرده‌اند تا جامعه جهانی را متقاعد کنند که از تعامل با طالبان خودداری کنند و نسبت به حضور گروه‌های تروریستی خارجی در افغانستان هشدار داده‌اند.
  4. حملات نظامی: پاکستان حملات هوایی و زمینی متعددی را علیه مواضع افغانستان انجام داده است. این حملات با این ادعا همراه بوده که داعش و القاعده نیز هدف قرار گرفته‌اند تا توجه جامعه جهانی جلب شود [6].
  5. پیشروی مرزی: نیروهای پاکستانی در امتداد خط دیورند، به ویژه در ولایات خوست، پکتیکا و ننگرهار، پیشروی‌هایی داشته و برخی ولسوالی‌ها مانند برگمتال و کامدیش نورستان را محاصره کرده‌اند.
  6. تحریم و قطع روابط تجاری و اقتصادی: پاکستان با اعمال تحریم‌ها و بستن گذرگاه‌های مرزی، به روابط تجاری و اقتصادی با افغانستان آسیب زده و بر طالبان فشار اقتصادی وارد کرده است.
  7. مذاکرات و تعامل جداگانه: پاکستان تلاش کرده است تا با برخی از رهبران پشتون و غیرپشتون طالبان، و همچنان با مخالفان سیاسی و مسلح طالبانمذاکرات جداگانه انجام دهد تا بی‌اعتمادی و تنش درونی در میان طالبان را ترویج دهد.

واکنش‌های طالبان

طالبان نیز در مقابل اقدامات پاکستان، واکنش‌هایی نشان داده‌اند

  1. حفظ اتحاد: طالبان در ظاهر، اتحاد خود را در مقابل پاکستان حفظ کرده‌اند و هیچ تغییر عمده‌ای در موضع‌گیری‌های رسمی آنها دیده نمی‌شود.
  2. جنگ روانی: طالبان تلاش کرده‌اند تا با راه‌اندازی جنگ روانی، اذهان عامه را علیه پاکستان جلب و تحریک کنند، اما این تلاش‌ها با موفقیت چندانی به همراه نبوده است. به نظر می رسد عدم مشروعیت داخلی طالبان، و سیاست های یک جانبه این گروه بار دیگر سبب شده است که این گروه در جنگ با پاکستان تنها بماند.
  3. حملات مرزی: طالبان در امتداد خط دیورند، حملات توپخانه‌ای انجام داده و چندین پهباد را به سمت اسلام‌آباد روانه کرده‌اند که تاثیرات امنیتی و تخریبی گسترده ای نداشته و اکثر پهبادها نیز در هوا منهدم شوند.
  4. طالبان تلاش کرده اند تا با این روایت که “پاکستان به دنبال تحقق اهداف امریکا و بازگشت نیروهای امریکایی به بگرام است”، از کشورهای منطقه به خصوص روسیه و ایران برای جلوگیری از حملات پاکستان درخواست کمک کنند.

میانجی‌گری‌های منطقه‌ای و بین‌المللی

تلاش‌های میانجی‌گرانه از سوی کشورهایی مانند عربستان سعودی، قطر و ترکیه، و همچنین نمایندگان چین و روسیه، نتیجه ملموسی در پی نداشته است. این عدم موفقیت نشان‌دهنده عمق اختلافات و پیچیدگی‌های موجود در روابط دو کشور است. هر یک از این کشورها منافع خاص خود را در منطقه دنبال می‌کنند و این منافع، گاه با یکدیگر در تضاد  هستند.

با این حال گرچه به نظر می رسد آخرین دور گفتگوها که به میزبانی چین صورت می گیرد، جدی ترین تلاش برای پایان درگیری میان اسلام آباد و طالبان به شمار آید، اما با در نظرداشت ماهیت اختلافات، بسیار بعید است که این مذاکرات بتوانند به صورت بلندمدت مانع درگیری های بیشتر گردد.

نتیجه‌گیری

تنش‌ها میان طالبان و پاکستان، پدیده‌ای چندوجهی است که ریشه‌های عمیقی در تاریخ، ، ژئوپلتیک،  امنیت و اقتصاد منطقه دارد. حضور و فعالیت‌های تحریک طالبان پاکستان  و لشکر آزادی بخش بلوچ،  رقابت‌های منطقه‌ای، منافع اقتصادی و ابهامات در رفتار هر دو طرف، به این تنش‌ها دامن زده است. در حالی که پاکستان به دنبال فشار حداکثری بر طالبان برای مقابله با گروه‌های تروریستی است، طالبان نیز تلاش می‌کنند تا استقلال و حاکمیت خود را حفظ کنند. عدم موفقیت میانجی‌گری‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، نشان‌دهنده پیچیدگی این بحران است. آینده روابط دو کشور به شدت به توانایی آنها در مدیریت این اختلافات و یافتن راه‌حل‌های پایدار بستگی دارد، در غیر این صورت، این تنش‌ها می‌تواند به بی‌ثباتی بیشتر در منطقه منجر شود.

 

 منابع

[1] S/2025/796 – Security Council – the United Nations. (2025, December 8). docs.un.org. https://docs.un.org/en/S/2025/796

[2] Pakistan witnessed 34 per cent increase in terrorism in 2025, (2025, January), The Nation, https://www.nation.com.pk/02-Jan-2026/pakistan-witnessed-34-per-cent-increase-terrorism-2025

[3] Militants thrive amid political instability in Pakistan. acleddata.com. https://acleddata.com/report/militants-thrive-amid-political-instability-pakistan

[4] وزیر صحت عامه طالبان پاسپورت و شناسنامه پاکستانی دارد. (2024, September 3). afintl.com. https://www.afintl.com/202409030079

[5] Why Did Pakistan Announce “Open War” Against the Taliban? (2026, February 27). csis.org. https://www.csis.org/analysis/why-did-pakistan-announce-open-war-against-taliban

[6] Decoding Pakistan’s 2024 Airstrikes in Afghanistan. (2025, March 7). warontherocks.com. https://warontherocks.com/2025/03/decoding-pakistans-2024-airstrikes-in-afghanistan/